پریسا فوجی, خودشناسی

نه خواب خواب، نه بیدار بیدار!(بازنشر!)

این نوشته را به مناسبت بازگشت عادت «تا لنگ ظهر خوابیدن» بازنشر می‌کنم:)

باشد که بعد از خواندن دوباره‌اش، باری دیگر سحرخیز شوم.


«میزان خوابیدن» برای من به یک مسئلۀ بزرگ تبدیل شده است!

بیشتر به خاطر ایرادی که خانواده از زیاد خوابیدن یا یک شبانه‌روز نخوابیدن من، می‌گیرد.

ناگفته نماند که خودم هم از زیاد خوابیدن احساس پوچی می‌کنم یا برعکس! از احساس پوچی زیادتر، زیاد می‌خوابم.

تعطیلات، همیشه برنامۀ خوابم را نامنظم کرده است.با این که نباید این ایام قرنطینه را جزء تعطیلات به حساب بیاورم(حداقل کاری که می‌شود برای حفظ انگیزه در این روزها انجام داد!)، اما آن اجبار همیشگی هم برای صبح زود برخاستن و رفتن به دانشگاه وجود ندارد.

وقتی بیش از اندازه می‌خوابم، حقیقتا به جز یکی از موارد لیست کارهایم، به هیچ‌کدام دیگر نمی‌رسم.

«نرسیدن»، برای من معادل یک سرزنش، اضافه بر سرزنش‌ها و سرکوفت‌های ذهنی‌ دیگرم است.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، سرزنش‌های خانواده که تاحدودی حق دارند، درست بلافاصله بعد از بیداری، همان زمانی را هم که می‌توانم یک روز را مفید تمام کنم، از من می‌گیرد.

گاهی فکر می‌کنم از ترس شنیدن ملامت‌ها و نصیحت‌های تکراری، بیشتر می‌خوابم.

به این هم فکر کرده‌ام که ممکن است دیر بیدار شدنم، یک «واکنش دفاعی» باشد به زندگی خوابگاهی.

یکی دیگر از واکنش‌های دفاعی من، نخوابیدن است! از ترس دیر بیدارشدن، اصلا شب را نمی‌خوابم.

در این مواقع، شاید تاچنداول صبح شارژ باشم اما بدنم می‌لرزد، گیج و منگ می‌شوم و اصلا نمی‌دانم با باقی روزی که از شب آغاز شده است، چه کنم.خودم را با ریاضت به ظهر می‌کشانم و تن‌خسته از این جدال بافیزیکی و شبانه‌روز، تا غروب آفتاب به خوابی عمیق فرو می‌روم.

پیدا ست که این روش هم جواب نداده است.همین‌جا قول می‌دهم نه به هیچ‌کسی جز خودم، که راهی برای سحرخیزی متناسب با بدن خودم پیدا کنم.

اما همۀ این‌ها را گفتم که برسم به عنوان پست: «نه خواب خواب، نه بیدار بیدار!»

می‌خواهم یک نکتۀ اخلاقی از ماجرای خودم بگیرم و تمام.

در روابط عاطفی و اجتماعی، نه باید آنقدر خنگ و خام بود که قورباغه‌های سوءاستفاده‌گر با حرف‌های قشنگ و بوسه‌های قلابی، خوابت کنند؛ نه آنقدر پخته و همه فن حریف که مانع شکل‌گیری اعتماد و صمیمیت بین طرفین شد.نه آن‌چنان بی‌خبر که دنیایت را آب ببرد،نه آن‌چنان هشیار که با کوچک‌ترین خطای دیگری پا پس بکشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *